محمد بن حسين رازي

72

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

و مىگفت : اوست ! اوست ! گفتا مرا راه نمائيد به دو . گفتند : او را در بازار بصرى بگذاشتيم ، ايشان درين سخن بودند كه رسول ع مىآمد ، گفت : اين است . با او به خلوت بنشست به گوشه‌اى . و سخن مىگفت . پس بوسه ميان ابروهاش مىداد و چيزى از آستين بيرون آورد ، نمىدانيم كه چه بود رسول قبول نمىكرد . چون رسول برفت ما را ابو المويهب گفت : به خدا كه اين نبى اين زمانه است . زود باشد كه خروج كند و خلق را به شهادت ان لا إله الا اللّه خواند ؛ چون آن ديديد تبع او شويد . پس گفت : ابو طالب عم او هيچ فرزند دارد كه او را على خوانند ؟ گفتيم نه ؟ گفت : يا به وجود آمده يا در اين سال بوجود آيد . و او اول كسى باشد كه به « محمد » ايمان آرد و صفت او به وصيت پيش ما نوشته است چنان كه صفت محمد « ص » بنبوت ؛ و او سيد و ربانى عرب باشد « 1 » حق شمشير بدهد نامش على و او عالىترين باشد از جمله خلايق روز قيامت بعد از انبيا و رسل و ملائكه او را بطل ازهر خوانند ، به هيچ كارزار نشود الا كه ظفر يابد و غالب بود به خدا كه او ميان ملايكه معروف‌تر است از آفتاب تابان و در زمين ميان خلق .

--> ( 1 ) - يعنى على عليه السلام مردمان را تربيت الهى كند و قرآن آموزد ( ق : آل عمران 79 )